
به گزارش خبرنگار تابناک از استان آذربایجان غربی، شهرستان ارومیه از دیرباز به عنوان یکی از غنیترین و باکیفیتترین کانونهای تولید انگور در خاورمیانه شناخته میشود و اقلیم معتدل کوهستانی، خاک مستعد و سابقه کهن باغداری سبب شده تا نام ارومیه با نام انگور و آیینهای تاریخی آن مانند جشن «شانیدر» و دوشابپزان پیوندی ناگسستنی برقرار کند.
انگور برای استان آذربایجانغربی تنها یک میوه فصلی نیست، بلکه شریان حیاتی معیشت دهها هزار خانوار روستایی و محور صنایع تبدیلی، کنسانتره و خشکبار منطقه به شمار میرود و سالانه بیش از ۱۹۰ تا ۲۰۰ هزار تن انگور در این استان تولید میشود که بیشترین سهم آن به ارومیه تعلق دارد.
با این وجود، در سالهای اخیر ساختار اقتصادی این محصول دستخوش تلاطمهای شدیدی شده است؛ از افزایش چشمگیر نرخ نهادهها، کود و سم تا افزایش دستمزدهای کارگری و بحران کمآبی، همگی دست به دست هم دادهاند تا حاشیه سود باغدار را تهدید کنند.
در این میان، بازارهای هدف صادراتی و از آن مهمتر، نحوه مدیریت زنجیره ارزش و کوتاهکردن دست واسطهها نقشی حیاتی در حیات آینده این باغات ایفا میکند؛ موضوعی که زنگ خطری جدی را برای بقای تاکستانهای اصیل ارومیه به صدا درآورده است.
ارومیه گنجینهای از ارقام متنوع انگور است که هر یک از لحاظ زمان رسیدن، کاربرد و ویژگیهای ظاهری کارکرد منحصربهفردی دارند. رقم «بیدانه سفید» و «بیدانه قرمز» پرطرفدارترین و تجاریترین ارقام منطقه هستند و این ارقام به دلیل ماندگاری مناسب، بافت گوشتی و طعم شیرین، هم برای تازهخوری و هم برای تبدیل به کشمشهای مرغوب صادراتی کاربرد گسترده دارند.
رقم بومی «سیاه ارومیه» یا شانی یکی دیگر از شاخصترین محصولات این دیار است که به دلیل درصد بالای آنتیاکسیدان، رنگدهی عالی و طعم ویژه، جایگاهی تثبیتشده در صنایع آبمیوه، کنسانتره و تهیه شیره سنتی (دوشاب) دارد.
انگور «خلیلی» زودرسترین رقم منطقه است که اوایل تابستان به بازار میآید و عطش خریداران نوبرانه را رفع میکند؛ در مقابل، ارقام دیررس نظیر «حسینی»، «لعل»، «صاحبی»، «ریشبابا» و «فخری» با حبههای کشیده و رنگهای یاقوتی و سبز، چشمنوازی ویژهای به سبد میوه پاییزی میبخشند.
با وجود این تنوع شگفتانگیز، درصد بالایی از باغات هنوز به شیوههای سنتی کاشته شدهاند و اصلاح نژاد ارقام تجاری متناسب با سلیقه بازارهای جهانی با کندی صورت میگیرد.
کارشناسان باغبانی تأکید دارند که معرفی پایههای مقاوم و ارقام بازارپسند با بافت سفتتر برای صادرات طولانیمدت، نیاز مبرم باغات ارومیه برای حفظ جایگاه رقابتی در منطقه است.
احداث و نگهداری تاکستان مدرن نیازمند سرمایهگذاری سنگین در بخشهای زیرساختی است؛ تسطیح خاک، خرید نهال شناسنامهدار، راهاندازی سیستم آبیاری قطرهای و هزینههای احداث داربستهای روسیمی ارقام بالایی از سرمایه اولیه را طلب میکند.
در مرحله داشت، هزینهها به صورت مداوم تکرار میشوند؛ قیمت سرسامآور کودهای پتاسه، فسفاته و ریزمغذیها در کنار سموم قارچکش جهت مقابله با بیماری سفیدک، بخش بزرگی از درآمد باغدار را پیش از برداشت میبلعد.
هزینه هرس تخصصی، شخمزنی با ادوات تراکتوری، هزینه برق و سوخت پمپهای آب و دستمزد کارگران در طول فصول بهار و تابستان هر سال روند صعودی دارد و باغداران را با کمبود نقدینگی مواجه میسازد.
در مرحله برداشت، حساسیت بالای محصول و الزام به جمعآوری دستی، هزینهها را به اوج میرساند؛ کرایه روزانه کارگران فصلی، خرید جعبه و سبدهای پلاستیکی، کرایه وانتبار تا انبار یا سردخانه و کاغذهای بستهبندی، بخش عمدهای از بهای تمامشده هر کیلو انگور را رقم میزند.
محاسبات میدانی نشان میدهد بهای تمامشده تولید هر کیلوگرم انگور باکیفیت نسبت به سالهای گذشته رشد تصاعدی داشته و حاشیه سود کشاورز را به حداقل رسانده است.

سوددهی باغداری انگور در ارومیه یک رابطه مستقیم با نوع سیستم کشت (سنتی یا روسیمی) و مقیاس زمین دارد؛ باغات داربستی به دلیل دریافت نور بهتر، تهویه مناسب و سمپاشی بهینهتر، راندمان تناژ بالاتری در هکتار دارند و تا حدی هزینهها را جبران میکنند.
در نقطه مقابل، بیش از نیمی از باغات سنتی که به شیوه پاچراغی یا خوابیده اداره میشوند، با هدررفت آب، ابتلای سریع به آفات و تلفات بالای محصول مواجه هستند که این امر سود ناخالص باغدار را به شدت مستهلک میکند.
وقتی قیمتهای پیشنهادی خرید سر باغ را در کنار هزینههای تولید قرار میدهیم، سود خالص سالانه یک باغدار خردهپا در مقایسه با زحمات ۱۲ ماهه، حتی از حداقل حقوق مصوب کارگری در طول سال نیز پایینتر میافتد.
علاوه بر فشارهای تورمی، ریسکهای زیستمحیطی از جمله سرمازدگی دیررس بهاره، تگرگهای پاییزی و بیآبی ناشی از شرایط دریاچه ارومیه خسارتهای سنگین و بدون بازگشتی را به کشاورزان تحمیل میکند.
در چنین شرایطی، باغداری تنها زمانی توجیه اقتصادی دارد که محصول به طور مستقیم و بدون زنجیره واسطههای غیرضروری به بازارهای نهایی یا صنایع بستهبندی و فرآوری درجه یک متصل شود.
انگور ارومیه به دلیل خوشطعمی، تنوع رنگ و کیفیت طبیعی، در کشورهای حوزه خلیج فارس، روسیه، عراق و اقلیم کردستان مشتریان پرشماری دارد و سهم ارزندهای از ارزآوری صادرات غیرنفتی شمالغرب را بر عهده میگیرد.
با وجود این ظرفیت، فقدان پایانههای مدرن سورتینگ، استفاده از کارتنها و بستهبندیهای غیرحرفهای و نبود کانتینرهای یخچالدار کافی در فصل اوج برداشت، ماندگاری انگور را در مسیر صادرات کاهش میدهد.
مسئله استانداردهای بهداشتی و کنترل بقایای سموم کشاورزی از دیگر مسائلی است که بازارهای صادراتی مثل روسیه بر آن نظارت سختگیرانه دارند؛ نبود آموزش مستمر باغداران در مصرف بهینه آفتکشها گاهی باعث توقف محمولهها میشود.
نوسانات ارزی و موانع بازگشت ارز صادراتی (پیمانسپاری) نیز انگیزه تجار خوشنام را برای سرمایهگذاری بلندمدت در حوزه برندسازی انگور ارومیه کاهش داده است.
چنانچه صنایع فرآوری مدرن، سردخانههای اتمسفر کنترلشده و بستهبندیهای تحت استاندارد بینالمللی در منطقه مستقر شوند، درآمد ارزی حاصل از این محصول میتواند چندین برابر افزایش یابد.
یکی از تلخترین واقعیتهای بازار انگور ارومیه، حاکمیت بلامنازع شبکههای واسطهگری و دلالان محلی بر خرید سر باغ است که بیشترین سود را بدون پذیرش هیچگونه ریسک باغبانی تصاحب میکنند.
باغدار خردهپا به دلیل نداشتن نقدینگی برای پرداخت دستمزد کارگر و نبود انبار و سردخانه اختصاصی، ناچار است محصول رسیده و آسیبپذیر خود را با نازلترین قیمت نسیه یا نقدی به دلالان واگذار کند.
شکاف قیمتی محصول از روی درخت تا ویترین مغازهها در کلانشهرهایی مانند تهران و تبریز گاهی به بیش از ۲ تا ۳ برابر میرسد؛ سودی سرشار که تنها در چند روز نصیب واسطهها میشود، در حالی که کشاورز تمام سال با ریسک آبوهوا جنگیده است.
دلالان حتی در بازار کارخانههای صنایع تبدیلی و کنسانتره نیز با ایجاد انحصار، مانع از تحویل مستقیم محصول توسط باغدار میشوند و نرخ سبدهای خرید را به شکل مصنوعی پایین نگه میدارند.
راهکار رهایی از این چالش، گسترش سامانههای عرضه شفاف، راهاندازی تشکلهای قدرتمند تعاونی روستایی و خرید توافقی و حمایتی توسط نهادهای ناظر جهت حذف دلالان غیررسمی از چرخه بازار است.
بررسی همهجانبه زنجیره ارزش انگور در ارومیه نشان میدهد که حفظ این محصول استراتژیک نیازمند گذار فوری از باغبانی سنتی به شیوههای نوین داربستی، کنترل و مدیریت بازار خرید سر باغ و سرمایهگذاری جدی در پایانههای بستهبندی صادراتی است؛ در غیر این صورت، افزایش روزافزون هزینههای نگهداری و تسلط واسطهها، باغات نامدار ارومیه را با بحران جدی توجیه اقتصادی مواجه خواهد ساخت.