
به گزارش خبرنگار تابناک از استان کردستان، اعتراض به وضعیت اقتصادی و معیشتی، حقی طبیعی و قانونی برای مردم هر جامعهای است؛ حقی که در روزهای اخیر نیز در برخی نقاط کشور بهصورت مسالمتآمیز بروز یافت. اما این مطالبات مردمی، در برخی شهرها با ورود عناصر سازمانیافته و اجیرشده از سوی دشمنان خارجی، از مسیر اصلی خود منحرف شد و به اغتشاش، تخریب اموال عمومی و در نهایت شهادت تعدادی از حافظان امنیت انجامید. نتیجه این انحراف، نه شنیدهشدن مطالبات مردم، بلکه به حاشیهرفتن صدای واقعی معترضانی بود که خواهان اصلاح امور بودند.
در چنین فضایی، بسیاری از مردم مطالبهگر، زمانی که دریافتند اعتراضات مسالمتآمیز آنان دستاویزی برای آشوب و ناامنی شده است، صف خود را از معدود اغتشاشگران جدا کردند؛ اقدامی که اگرچه نشانه بلوغ اجتماعی بود، اما عملاً سبب شد بخش قابلتوجهی از مطالبات بحق، در هیاهوی اغتشاشات شنیده نشود.
در استان کردستان، اما شرایط متفاوت رقم خورد. علیرغم فشارهای روانی و تبلیغاتی سنگین رسانههای ضدانقلاب و گروهکهای معاند، مردم این استان با جریان آشوبطلب همراه نشدند. این در حالی است که کردستان، به اذعان آمارها و واقعیتهای میدانی، از جمله استانهایی است که مشکلات اقتصادی و معیشتی آن در بسیاری از شاخصها بالاتر از میانگین کشوری است. با این وجود، جامعه کردستان ترجیح داد اعتراض خود را از مسیر ناامنی و تخریب جدا نگه دارد.
یکی از مهمترین دلایل این رویکرد، تجربه تاریخی مردم کردستان است. مردم این منطقه بارها در دهههای گذشته شاهد بودهاند که هرگاه اعتراض یا مطالبهای مسالمتآمیز شکل گرفته، عناصر نفوذی و مزدوران دشمن با ورود به صحنه، فضا را به آشوب کشانده و هزینههای سنگینی را بهویژه بر دوش جوانان این دیار تحمیل کردهاند؛ هزینههایی که شامل بازداشت، آسیبهای اجتماعی و... بوده است. همین تجربههای تلخ، امروز به سرمایهای برای هوشیاری جمعی مردم کردستان تبدیل شده است.
فرهنگ عمومی مردم کردستان، فرهنگی نجیب، مطالبهگر و در عین حال مخالف آشوب و خشونت است. این جامعه بهخوبی میان «اعتراض» و «اغتشاش» تفاوت قائل است و اجازه نمیدهد مطالبات مشروع، ابزار پروژههای بیگانه شود.
از سوی دیگر، یکی از عوامل مهم در عدم همراهی مردم کردستان با جریانهای اخیر، ماهیت و رهبری جریان آشوبطلب است. این بار، لیدری که در کنار آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفته، رضا پهلوی، چهره شاخص جریان سلطنتطلب معرفی میشود؛ جریانی که در حافظه تاریخی مردم کردستان، نماد ظلم، سرکوب و محرومیت است. پهلویها برای مردم این دیار، یادآور دورانی هستند که مناطق کردنشین با شدیدترین اشکال تبعیض، عقبماندگی تحمیلی و سرکوب مواجه بودند؛ دورانی که بسیاری از دلیرمردان و بزرگان کردستان اعدام یا به نقاط دوردست ایران تبعید شدند.
این خاطرات تاریخی، هنوز در ذهن جمعی مردم کردستان زنده است و اجازه نمیدهد چهرههایی که روزگاری عامل اصلی ظلم و محرومیت بودهاند، امروز در قامت «منجی» یا «رهبر اعتراض» ظاهر شوند. از همین رو، همراهی نکردن مردم کردستان با جریان آشوبطلب، نه از سر بیتفاوتی نسبت به مشکلات، بلکه از سر آگاهی، عزتنفس تاریخی و شناخت دقیق از ماهیت بازیگران پشتپرده است.
در مجموع، رفتار مردم کردستان در روزهای اخیر نشان داد که میتوان هم معترض بود و هم اجازه نداد اعتراض به ابزاری برای ناامنی و تخریب تبدیل شود. این الگو، اگر بهدرستی دیده و تحلیل شود، میتواند راهگشای مدیریت مطالبات اجتماعی در سطح ملی باشد؛ مشروط بر آنکه صدای اعتراضهای مسالمتآمیز، پیش از آنکه به حاشیه رانده شود، بهصورت واقعی شنیده و پاسخ داده شود.
فرزاد مرادی
انتهای پیام/