به گزارش خبرنگار تابناک از استان قم، سلفچگان سالهاست عنوان «منطقه ویژه اقتصادی» را یدک میکشد، اما در عمل نه نشانی از مدیریت یک منطقه ویژه اقتصادی در آن دیده میشود، نه زیرساختی متناسب وجود دارد، نه هویتی مشخص شکل گرفته و نه حتی آمادگی حداقلی برای مواجهه با بحرانها فراهم است.
حادثه اخیر صرفاً پرده را کنار زد؛ مسئله اصلی، نبود فرماندهی و غیبت مدیریت مؤثر منطقهای در لحظه بحران است.
در یک منطقه ویژه اقتصادی، انتظار اولیه این است که هنگام بروز حادثه، ستاد مدیریت بحران فعال باشد، تجهیزات کافی در دسترس قرار گیرد و تصمیمگیران مشخص و پاسخگو در میدان حضور داشته باشند. اما آنچه در سلفچگان مشاهده شد، خلأ مدیریت بود؛ خلأیی که نشان میدهد «منطقه ویژه اقتصادی» در این محدوده، بیش از آنکه یک ساختار اجرایی واقعی باشد، صرفاً یک عنوان اداری است.
علاقمندی سرمایهگذار خارجی؟ چگونه؟
وقتی منطقهای حتی در کنترل یک حادثه صنعتی، نقشه راه و فرماندهی روشنی ندارد، چگونه میتواند مدعی جذب سرمایهگذار، توسعه صادرات یا رقابت منطقهای باشد؟ چگونه سرمایهگذار خارجی به منطقهای علاقهمند میشود که حس بیصاحبی و رهاشدگی از آن ساطع میشود؟
سالهاست مسئولان از جذب سرمایهگذار خارجی سخن میگویند، اما سرمایهگذار پیش از شنیدن شعارها، واقعیت زمین را میبیند:
سرمایه به جایی میآید که اطمینان، نظم و اقتدار مدیریتی وجود داشته باشد؛ نه جایی که آشفتگی ظاهری و مدیریت غایب، قویترین پیام منفی را مخابره میکند.
این وضعیت در حالی است که بسیاری از مناطق آزاد کشور، با همه ضعفها، دستکم از انسجام مدیریتی برخوردارند. اما سلفچگان میان زمین و آسمان مانده است؛ نه یک منطقه صنعتی معمولی و نه یک منطقه ویژه اقتصادی واقعی.
مسئله، بسیار ساده و بسیار روشن است.
منطقه آزاد پیام فاصله چندانی با قم ندارد؛ نه در خارج از کشور است و نه دستنیافتنی. یکی از مهمترین مزیتهای منطقه آزاد پیام، توجه آگاهانه به «ظاهر منطقه» بهعنوان اولین زبان گفتوگو با سرمایهگذار است. پیام از ورودی تا پهنههای صنعتی، دارای هویت بصری مشخص، تابلوهای راهنما، نظم کالبدی، مرزبندی روشن فضاها و نشانههای مدیریتی است؛ عناصری که ناخودآگاه این پیام را منتقل میکند که منطقه برنامه دارد، مدیریت دارد و آینده آن قابل پیشبینی است. برای سرمایهگذار، پیش از هر گزارش و مشوق اقتصادی، همین تصویر اولیه نشانه امنیت، ثبات و جدیت است.
در مقابل، سلفچگان حتی از حداقلهای این ویژگیها در نمای ظاهری نیز بیبهره است. ورودیهای نامشخص، سیمای آشفته، فقدان هویت بصری، نبود نشانههای منطقه آزاد و رهاشدگی محیط، نخستین مواجهه سرمایهگذار با این منطقه را به تجربهای دلسردکننده تبدیل میکند.
وقتی یک منطقه ویژه اقتصادی نمیتواند در سادهترین سطح، یعنی ظاهر خود، حس نظم و مالکیت مدیریتی را القا کند، چگونه میتوان انتظار داشت سرمایهگذار داخلی یا خارجی به آینده آن اعتماد کند؟
سلفچگان پیش از هر چیز، نیازمند خروج از این بیهویتی بصری و مدیریتی است؛ مسئلهای که نشان میدهد فاصله آن با یک منطقه ویژه اقتصادی واقعی، همچنان زیاد و نگرانکننده است.

مطالبهها روشن است...
دولت و نهادهای متولی باید شفاف پاسخ دهند مدیریت منطقه ویژه اقتصادی سلفچگان دقیقاً کجاست؟ آیا دیدارهای تشریفاتی با مدیران کشوری، استانی و شهری قرار است گرهی از مشکلات این منطقه باز کند؟ چه زمانی قرار است سلفچگان از این بلاتکلیفی خارج شود؟ و اساساً آیا ارادهای برای «فعال شدن واقعی منطقه ویژه اقتصادی» وجود دارد یا خیر؟
جناب آقای استاندار؛ عالیترین مقام دولت در استان قم؛ سلفچگان دچار کمبود ظرفیت نیست، دچار فقدان مدیریت است. و تا زمانی که این منطقه از وضعیت رهاشدگی خارج نشود، هر حادثه تازه فقط یک چیز را تکرار خواهد کرد: اسم پرطمطراق، واقعیتی ناچیز.
گزارش: محمد احمدینژاد شلمانی